قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4824
تاريخ الفي ( فارسى )
و آن حضرت از آب آمويه گذشته در يلغز آغاج خبوشان به لشكر منقلاى رسيد . « 1 » و اميرزاده پيرمحمد جهانگير و امير جهانشاه با لشكر قندز و بقلان آمدند و خانزاده از جانب هرات آمده پيشكش فراوان گذرانيد و بيستم شوّال در لب آب جرجان نزول واقع شد . و سيد بركه كه پيشتر به رسالت مازندران رفته بود ، سيد غياث الدين ، پسر سيد كمال الدين را با پيشكش بسيار به درگاه آورد و حاكم استرآباد به مراسم طوى اقدام نمود و بدانچه ممكن بود وظايف نيكو بندگى به تقديم رسانيد . و چون سه كوچ از استرآباد پيشتر رفتند ، جنگلى عظيم پيش آمد . به موجب حكم درختان بريده سه راه به جهت لشكر گشودند و بعضى يك تيرانداز عرض . و قول از راه مياه روان شد و جنگل بريده مىرفتند ، تا آنكه سارى محل نزول اجلال شد . و سيد كمال الدين بهواسطهء عدم مساعدت سعادت گريخته به ماهانه [ سر ] « 2 » رفت . و اين قلعه در چهار فرسخى به جانب دريا واقع است . و در آن وقت حكام آمل و سارى بهواسطهء استحكام آن قلعه با همهء خويشان و متعلقان آنجا پناه برده بودند و مردم اطراف و نواحى نيز آنچه [ 492 ب ] دلبستگى به آن داشتند به آن قلعه درآوردند و خزاين عالم آنجا جمع بود . و آن حضرت همچنان درختان بريده راه مىساخت و مىرفت تا به آمل رسيد و سيد غياث الدين را به نصيحت پدر فرستاد و هر روز يك فرسنگ كوچ كرده چوب و خس بالاى گل بسيار كه در آن راه بود انداخته مىگذشتند . و قراولان از طرفين به هم رسيده جنگى عظيم واقع شد و پسر شيخ على بهادر در اين معركه كشته شد . و آن حضرت جمعى را فرستاد كه تا كشتيبانان جيحون به كنار درياى قلزم رفته كشتىهاى مخالفان را به دست آوردند و به كشتى درآمده طرف آب قلعه را محافظت كردند . و آن حضرت به دامن قلعه رسيده جنگ درپيوست و حصار بيرون به دست درآمد . و روز شنبه غرهء ذيحجه مخالفان را ديگر طاقت نمانده امان طلبيدند و بيرون آمده روى تضرع بر زمين نهادند . و حكام آنجا را به قلعهء سارى بردند و آنچه در قلعه بود به دست لشكريان افتاد و به نظر صاحبقران آوردند و كشتى كشتى از آن اموال به امرا انعام شد و قلعه را ويران كردند . و چون آن حضرت شنيده بود كه فداييان در ميان آن جماعت هستند ، سادات را
--> ( 1 ) . ظفرنامه : « و در غرهء شوّال از موضع چول گذشته نزول كرد و روز چهارشنبه نماز عيد گزارده كوچ كردند و در موضع يلغوز آغاج فرود آمدند . » ( 2 ) . افزوده از روضة الصفا و تاريخ طبرستان و رويان و مازندران مرعشى . اين قلعه از يك طرف به دريا پيوسته بود و سه طرف ديگر آن را گودالهايى احاطه كرده بود كه آب در آنها جريان داشت .